روایت است از امام کاظم علیه‌السلام که روزی عمرو بن عبید نزد پدرم حضرت صادق علیه‌السلام آمد و سلام کرد و نشست و این آیه را تلاوت نمود: «کسانی که اجتناب می‌کنند از گناهان کبیره و فراحش...» (سوره شوری _ 35) و ساکت شد.....

حضرت فرمود چرا بقیه را نخواندی و ساکت شدی؟ عرض کردم خواستم بفرمایید تا بدانم گناهان کبیره چیست؟ حضرت فرمود: شرک به خدا بزرگترین گناه کبیره شرک به خداست و مشرک محروم از بهشت است چنان که می‌فرماید: «هر که برای خدا شریک قائل شود خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد» (سوره مائده _ 76) نا امیدی از رحمت خدا بعد از شرک ناامیدی از رحمت خداست و هر که ناامید باشد کافر است چنان که در قرآن می‌فرماید: «نومید مشوید از رحمت خدا همانا مایوس نمی‌شوند از رحمت خدا مگر کافران» (سوره یوسف _ 87) ایمنی از آزمایش بعد از آن ایمنی از آزمایش و مجازات است و کسی از آزمایش خداوند ایمن نمی‌شود مگر زیان کاران چنان که در قرآن می‌فرماید: «از مکر خدا ایمن نمی‌گردند مگر جماعت زیانکاران» (سوره اعراف _ 97) دیگری عاق پدر و مادر شدن است و خداوند عاق را جبار شقی نامیده است چنان که در آیه 32 سوره مریم می‌فرماید: «و به نیکویی به مادر توصیه نمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید» قتل مومن دیگری قتل مومن است بدون حکم شرعی و خداوند جایگاه قاتل را جهنم قرار داده چنان که می‌فرماید: «هر کس مومنی را به عمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن همیشه مغرب خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید برایش مهیا سازد» (سوره نسا _ 95) تهمت دیگری تهمت و نسبت زنا دادن به کسی است و هر که چنین تهمتی بزند و عده عذاب به او داده شده چنان که می‌فرماید: "کسانی که به افراد با ایمان نسبت زنا داده‌اند در دنیا و آخرت ملعون خواهند بود و به عذاب سخت معذب خواهند شد» (سوره نور _ 23) خوردن مال یتیم و دیگر خوردن اموال یتیم است که آن هم در آخرت جز عذاب ثمر دیگری ندارد چنان که خداوند می‌فرماید: «آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنم فرو می‌برند و به زودی در آتش افروخته خواهند افتاد» (سوره نسا _ 11) فرار از جنگ و دیگر فرار از جنگ است (که به دستور پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و یا امام علیه‌السلام و یا نائب خاص پیغمبر و امام واجب شده باشد) چنان که می‌فرماید: «هر که در روز جنگ فرار کرد همانا به طرف خشم و غضب خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود.» خوردن ربا و دیگری خوردن ربا است که خداوند در حق ربا خورندگان می‌فرماید: آن کسانی که ربا می‌خورند می‌فرماید: «آن کسانی که ربا می‌خورند مبعوث نمی‌شوند در قیامت از قبرهای خود مگر مانند آن که شیطان ایشان را با مس کردن مخبط کرده» ساحر و جادوگر دیگری سحر و جادو کردن و یاد گرفتن و یاد دادن آن است و خدای متعال در مذمت ساحران فرموده: «و محققا می‌دانند که هر که سحر کند، در عالم آخرت هرگز بهره‌ای از بهشت نخواهد یافت». زنا دیگری زنا کردن است و خدای تعالی وعده عذاب به زنا کنندگان داده چنان که می‌فرماید: «هر که زنا کند کیفرش را خواهد دید و عذابش در قیامت مضاعف و دو چندان شود و با ذلت و خواری به جهنم جاوید و ملخد گردد» (سوره فرقان _ 68) قسم ناحق و دیگری قسم نا حق یاد کردن است. یاد کنندگان ناحق در آخرت بهره‌ای از رحمت الهی ندارند چنان که می‌فرماید: «آنان که عهده خدا و سوگند خود را به بهایی اندک بفروشد اینان را در آخرت بهره و نصیبی از رحمت خداوندی نیست». خیانت و دیگری خیانت به دین و مملکت و اموال و ناموس مردم نمودن است و خائن را نیز به کیفر اعمالش می‌رسانند چنان که می‌فرماید: «هر کس خیانت کند روز قیامت به کیفر آن خواهد رسید» (سوره آل عمران _ 155) ندادن زکات و دیگری ندادن زکات است و خدای تعالی در حق مانعین زکات فرموده: «روزی که آن طلا و ذخایرشان در آتش جهنم گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلویشان را بدتن داغ کنند» (سوره توبه _ 35) شهادت دروع و کتمانش و دیگری شهادت دروغ و ناحق دادن است که در آیه 72 سوره فرقان می‌فرماید: «...هر کس به دروغ و ناحق شهادت دهد مومن نیست و مرتکب گناه کبیره شده است». و دیگری کتمان شهادت نمودن است در جایی که آبرو و یا جان و یا اموال مومنی در معرض تلف و خطر باشد چنان که خدای متعال می‌فرماید:«شهادت را مخفی نکنید زیرا هر کس شهادت را کتمان کند البته به قلب گناه کار است» (سوره بقره _ 283) شراب خواری و ترک نماز و دیگری شراب خوردن است و خدای تعالی نهی از خوردن شراب و مسکرات دیگر فرموده هم چنان که از بت پرستی نهی نموده است و دیگری ترک نماز است و رسول خدا در ذم تارک الصلوة فرمود: «هر کس عمدا نماز را ترک نماید از امان و پناه رسول خدا خارج است». نقض عهد و قطع رحم و دیگری نقص عهد و قطع رحم نمودن است و خداوند ناقض عهد و قاطع رحم را لعن نموده به قولش که می‌فرماید: «برای ایشان است لعن خدا و منزلگاه بد نصیب آنهاست» (سوره وعد _ 25) پس عمروبن عبید از خدمت آن حضرت خارج شد و سخت به خود می‌پیچید و گریه شدید می‌نمود و می‌گفت هلاک شد آن که به رای خود فتوی می‌دهد و خود را در فضیلت و علم برابر شما می‌داند.........

.......................................................................................................................................................................

لواط

لواط نيز مانند زنا از گناهان كبيره است و حرمت و عقوبتش از زنا شديدتر است. رسول خدا(ص) فرمود: كسي كه با پسري جمع شود روز قيامت جنب وارد محشر مي شود و آب دنيا او را پاك نميكند و خشم خدا بر او است و او را لعنت فرموده، دوزخ را برايش آماده مي فرمايد و بدجايگاهي است. هرگاه كسي لواط كند عرش خدا به لرزه در آيد و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برايش آماده مي كند و ملوط (مفعول) را در كنار جهنم نگه مي دارند تا خلايق از حساب فارغ شوند، پس او را در جهنم مي اندازند و در طبقات دوزخ هميشه معذب خواهد بود.(11)

در زمان عمر غلامي كه مولاي خودش را كشته بود پس از اقرار، عمر امر به كشتنش نمود، حضرت اميرالمؤمنين(ع) از غلام پرسيد چرا مولاي خود را كشتي؟ عرض كرد به زور با من لواط كرد پس او را كشتم. حضرت از اولياي مقتول پرسيد آيا او را دفن كردهايد؟ گفتند: آري هم اكنون از دفنش مي آئيم پس به عمر فرمود غلام را تا سه روز نگهدار. پس از سه روز از اولياي مقتول حاضر شوند. پس از سه روز حضرت به اتفاق عمر و اولياي مقتول بر سر قبرش آمدند از اوليايش سؤال كرد اين قبر ميت شما است؟ گفتند: آري. فرمود: قبر را بشكافيد تا بلحد برسد، چون بلحد رسيدند و آن را برداشتند، جنازه را نديدند، حضرت تكبير گفت و فرمود: به خدا قسم دروغ نگفتم. شنيدم از رسول خدا(ص) فرمود: هر كس از امت من عمل قوم لوط را مرتكب شود و بدون توبه از دنيا برود پس در قبرش بيش از سه روز نميماند تا اين كه زمين او را فرو مي برد و به جايي كه قوم لوط هستند و هلاك گرديدهاند ملحق مي نمايد. پس در زمره ايشان محشور مي شود.(12)

 

شخصی درمحضر امام صادق  علیه السلام  حضرت  را

امیرالمومنین صدا زد حضرت ناراحت شدندو فرمودند:این

 لقب مخصوص جدمان علی ابن ابی طالب علیه السلام

 است وکسی به آن راضی نمی شودمگراهل لواط باشد

 یا آنکه مبتلی خواهدشدو این قول خدای متعال است که

 می فرماید (ان  یدعون من دونه الا اناثا و ان یدعون  الا

شیطانامریدا)راوی می گویدپرسیدم پس قائم شماراچه

صدامی زنند؟فرمودند:به آن جناب می گویند:

*   السلام علیک یا بقیت الله-السلام علیک یابن رسول الله http://blogfa.com/images/smileys/24.gif

امام على علیه‏السلام :
خداوند ایمان را براى پاك كردن از لوث شرك واجب فرمود ... و تركلواطرا از بهر افزایش نسل .
نهج البلاغة : الحكمة 252 منتخب میزان الحكمة : 506

.............................................................................................

همجنس گرايى
يكى از روابط جنسى نامشروع كه بشدّت در اسلام مورد سرزنش قرار گرفته و از زشت ترين و پليدترين راههاى التذاذ جنسى شمرده مى شود، (همجنس گرايى) يا (همجنس ‍ بازى)  است كه در فقه اسلامى از آن به (لواط) و (مساحقه) تعبير مى شود.
لواط
(
لواط) در فـقـه اسـلام و قـوانـيـن جـزايـى ، اصـطـلاحـى اسـت كـه بـراى عـمـل شنيع همبسترى مرد با مرد و جمع شدن آن دو با يكديگر براى اطفاى غريزه جنسى به كار مـى رود. لواط از جـمـله گـنـاهـان كـبـيـره ،بـر خـلاف اصـول فـطـرت ، بـر بـاد دهـنـده نسل ، فاسد كننده اجتماع ، از زنا زشت تر و حدّ آن نيز ازحّد زنا شديدتر است .
در زشـتـى لواط هـمـيـن بـس كـه قـوم لوط هـمـگـى بـه جـرم ايـن عـمـل شـنـيـع ، بـه بلاى بزرگى دچار گشته به دوزخ رهسپار شدند و شهر ويرانشان ، مايه عبرت آيندگان شده .(116) قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
(
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها ايَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) (117)
از آن قريه براى خردمندان عبرتى روشن بر جاى گذاشتيم .
امام رضا(ع) درباره زشتى لواط فرمود:
(
وَ اعـْلَمْ اَنَّ حُرْمَةَ اَلدُّبُرِ اَعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ لِاءَنَّ اللّهَ اَهْلَكَ اُمَةً بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ يُهْلِكْ اَحَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ) (118)
بـدان كـه حـرمـت لواط از زنـا بـيـشـتـر اسـت ، زيـرا خـداونـد قـومـى را (قـوم لوط) بـه خـاطـر عمل لواط هلاك كرد، ولى كسى را براى زنا هلاك نكرد.
احكام لواط
1
ـ اثبات لواط: از دو راه اثبات مى شود:
اول : اقرار فاعل يا مفعول به چهار مرتبه .
دوم : شـهـادت چـهـار مـرد بـطـور مـشـاهـده ، در صـورتـى كـه شـرايـط قبول را دارا باشند.(119)
2
ـ صورتهاى گوناگون جرم و مجازات مجرم
1
ـ فاعل و مفعول هر دو بالغ ، عاقل و مختارباشند؛ حكم هر دو اعدام است .
2
ـ فـاعـل ، بـالغ و عـاقـل و مـفـعـول بـچـه بـاشـد؛ حـكـم فاعل اعدام و حكم مفعول ، تاءديب است .
3
ـ فاعل و مفعول هر دوبچه باشند؛ حكم هر دو تاءديب است .
4
ـ فـاعـل ، بـچـه و مـفـعـول ، بـالغ بـاشـد؛ فـاعـل تـاءديـب شـده و مفعول حدّ مى خورد.(120)
تذكّر: در احكام ياد شده تفاوتى ميان مسلمان و كافر و محصن و غير محصن نيست .(121)
3
ـ اقسام اعدام
1
ـ كشتن و گردن زدن با شمشير
2
ـ بستن دست و پاى مجرم و پرت كردن او از جاى بلندى مانند كوه و غير آن
3
ـ سوزانيدن با آتش
4
ـ سنگسار كردن
5
ـ و بنابر قولى : خراب كردن ديوارى روى او.
حـاكـم در كـشـتـن (اعـدام) شـخـص مـجـرم بـه جـرم لواط ـ اعـم از فاعل و مفعول ـ بين موارد مزبور مخيّر است .(122)
4
ـ تـوبـه لواط كـنـنـده : كـسـى كـه لواط كـرده ، اگـر قـبـل از قـيـام بـيـّنه ، توبه كند، حدّ ساقط مى شود و اگر بعد از آن توبه كند، ساقط نمى شـود، و چنانچه ثبوت آن به واسطه اقرار باشد، سپس توبه كند، امام عليه السلام و همچنين نايب او حق دارد، او را ببخشد يا حدّ بر وى اجرا كند.(123)
مساحقه
يكى ديگر از انحرافات جنسى كه در اسلام سخت سرزنش شده و از شديدترين گناهان كبيره و بزرگترين محرّمات الهى شمرده شده ، (مساحقه) يعنى همبستر شدن زن با زن است .
از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود:
(
اَلسُّحـْقُ فـى النِّسـاءِ بـِمَنْزِلَةِ اللَّواطِ فِى الرِّجالِ، فَمَنْ فَعَلَ ذلِكَ شَيْئا فَاقْتُلُوهُما ثُمَّ اْقتُلُوهُما) (124)
مـسـاحـقـه در ميان زنان مانند لواط در بين مردان است .هر كس چنين كارى كند آنها را بكشيد، آنها را بكشيد.
زنى از امام صادق عليه السلام درباره (سحق) پرسيد. آن حضرت فرمود:
حـّدش ، حـدّ زنـاكـار اسـت . آن زن پرسيد: آيا خداوند(از آن) در قرآن نام برده است ؟امام فرمود: بـلى . پـرسـيـد: در كجا از زنان مساحقه كننده نام برده شده است ؟ فرمود: آنها زنان (اصحاب رَسّ)(125) هستند.(126)
1
ـ (سـحـق) هـمـانـنـد لواط بـا اقـرار و بـيّنه اثبات مى شود و حدّ آن صد تازيانه است ، در صورتى كه دو طرف بالغ ، عاقل و مختار باشند دراينجا فرقى بين محصنه بودن يا نبودن و نيز مسلمان يا كافر بودن نيست .(127)
2
ـ اگـر مـسـاحـقـه تـكـرار شـود، در صـورتـى كـه حـدّ در خلال آنها واقع شده باشد، در مرتبه چهارم كشته مى شود.(128)
3
ـ حدّ مساحقه به وسيله توبه قبل از قيام بيّنه ، ساقط مى گردد، ولى بعد از آن ساقط نمى شـود. اگـر مـسـاحقه به اقرار ثابت شود، سپس توبه كند، امام عليه السلام و نيز نايب او در اجراى حدّ يابخشش مخيّر است ، همان طور كه در لواط مخيّر بود.(129)
قـذف
(
قذف) (130) در اصطلاح فقهى عبارت است از نسبت زنا يا لواط به كسى دادن .
ديدگاه اسلام
رواج تـهـمـت و افترا در جامعه اسلامى باعث جريحه دار شدن عفّت عمومى و لكّه دار شدن نواميس مـردم مـى شـود، حسّ اعتماد را از ميان مردم برمى دارد، بى تفاوتى را در جامعه حاكم مى كند و در نتيجه روح حيوانى و غريزه شهوانى را تقويت مى كند و... .
از ايـن رو، اسـلام بـا رواج تـهـمـت ، اشـاعـه فـحـشـا و بـيـان زشـتـيـهـا بـويـژه در مـسـائل نـامـوسـى ، سخت مخالف است . قرآن كريم كسانى را كه به حريم عفّت و عصمت دامنهاى پاك احترام نمى گذارند، چنين تهديد مى كند:
(
اِنَّ الَّذيـنَ يـُحـِبُّونَ اَنْ تـَشـيعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذينَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اَليمٌ فِى الدُّنْيا وَ اْلاخِرَةِ ...) (131)
براى كسانى كه دوست دارند درباره مؤ منان تهمت زنا شايع شود، در دنيا و آخرت عذابى دردآور مهياست .
در جاى ديگر براى مبارزه با آن مى فرمايد:
(
وَ الَّذيـنَ يـَرْمـُونَ الُْمـحـْصـَنـاتِ ثـُمَّ لَمْ يـَاءْتـُوا بِاءَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً اَبَدا وَ اُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ) (132)
ضربه (شلاق) بزنيد و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذيريد كه مردمى فاسقند.
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درباره آن فرمود:
كـسـى كـه به مرد يا زن پاكدامنى نسبت زنا بدهد، خداوند كردار نيكش را از بين مى برد و روز قـيـامـت هـفـتـاد هـزار فـرشـتـه از پيشِ رو و پشت سر، او را تازيانه مى زنند، سپس به آتش مى اندازند.(133)
شرايط قذف ، قذف كننده و قذف شده

قذف 1 ـ به لفظ صريح يا ظاهرى باشد.(134)
2
ـ گوينده به معناى لفظى كه به كار مى برد، آگاه باشد.(135)
1
ـ بلوغ
شرايطقذف كننده 2 ـ عقل
3
ـ اختيار
4
ـ قصد(136)
شخص قذف شده ، محصن بودن (137) (138)
راههاى اثبات قذف
1
ـ دو مرتبه اقرار
2
ـ شهادت دو شاهد عادل (139)
1
ـ هشتاد ضربه شلاق است ، اعم از اينكه گوينده مرد باشد يا زن .
2
ـ شدّت زدن در قذف كمتر از شدّت آن در زناست .
3
ـ برهنه نمى شود، بلكه روى لباس عادى اش زده مى شود.
حـدّ قذف 4 ـ تمام تن او ـ جز سر، صورت و عورت ـ زده مى شود.(140)
5
ـ اگـر حـدّ بـه تـكـرار قـذف ، مكرّر شود، احوط آن است كه قذف كننده در مرتبه چهارم كشته شود.(141)
6
ـ اگـر دو نـفـر هـمـديـگـر را قـذف كـنـنـد، حـدّ سـاقـط مـى شـود و هـر دو تـعـزيـرمـى گردند.(142)

وبلاگ تخصصی حقوق ایران

http://dad-law.ir/post-3605.aspx