کوروش کبیر:
بسم الله الرحمن الرحیم مسعود محمدپور ارایه میدهد استاد "آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و یونانیان او را «سرور» و « قانونگذار»می نامند و دوست و دشمن به بزرگمنشی و آزادگی او شهادت داده اند:صاحب نخستین منشور حقوق بشر در دنیا: کورش بزرگ ●افلاطون (۴۷۷تا۳۴۷پیشازمیلاد): پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز می داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت. ●گزنفون (۴۴۵پیشازمیلاد): مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند می کرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل می شود. از صفت های برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود. ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است. کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاک دل ترین انسان تا این زمان بود. ●هرودوت ( ۴۸۴تا۴۲۵پیشازمیلاد): هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود. کورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می کردند. ●ویلدورانت : کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستانهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت. ●ویکتورهوگو: هم چنان که کوروش در بابل عمل کرده بود ناپلئون نیز آرزو داشت از سراسر جهان یک تاج و تخت بسازد و از همه مردم گیتی یک ملت پدید آورد. هارولد لمب (دانشمند امریکایی) : در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به پندار نیک گفتار نیک کردار نیک سوگند یاد می کردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان. که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است. ●پاپکلمنتپنجم(دروصفکورشبزرگ): برای ما همین قدر که تو جانشین عادل هستی کافی است که ترا با نظر احترام بنگریم. ● پرفسور ایلیف انگلیسی: در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست. ●دکترهانریبر( دانشمندفرانسوی) : این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین بی رحم و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند. ژنرال سرپرسی سایکس(ژنرال، نویسنده، و جغرافیدان انگلیسی) (پس از دیدار از آرامگاه کورش بزرگ): من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یاد آورده شده ام که زیارت آرامگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریایی (هند و اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیادگذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد. ●کنتدوگوبینوفرانسوی : شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد. نیکلای دمشقی کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود. ●پرفسورکریستنسن( ایرانشناسشهیر) : شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه “جوانمرد” بوده است. این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده. در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سر لوحه دولتش بوده. که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است. ●آلبرشاندورفرانسوی : کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای کسی که دشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد. در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بی گناه و بریدن دست و پای آنان خبر می دهد. ●پرفسورگیریشمن : کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود. او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند. ●کنتدوگوبینو (مورخفرانسوی): تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من باور دارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر آنها قرار دارد. تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود. ●کلمانهوار : کورش بزرگ در سال ۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود کرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود. ●اخیلوس (آشیل) شاعرنامداریونانی (درتراژدیپارسه): کورش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود. ●بوسویه(سیاستمداروشاعرفرانسوی)( ۱۷۶۸۱۸۴۸میلادی): ایرانیان از دوران حکومت کوروش به بعد عظمت و بزرگواری معنوی خاصی را اساس حکومت خود قرار دادند براستی چیزی عالی تر از آن وحشت فطری نیست که ایشان از دروغ گفتن داشتند و همیشه آن را گناهی شرم آور می دانستند ●مولاناابوالکلاماحمدآزادفیلسوفهندی : کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد. ● دیودوروس سیسولوس (۱۰۰ پس از میلاد): کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصایص نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می خواندند. . ●فرانسواشاتوبرایننویسندهبزرگفرانسوی : کوروش بزرگ که تاج پادشاهی ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود. ●بنمایهها: کوروش کبیر( بنیانگذار شاهنشاهی هخامشیان) اثر هارولد آلبرت لمب با ترجمه دکتر صادق رضازاده شفق به کوشش شرکت مطالعات نشر کتاب پارسه تاریخ هردوت اثر جرج راولینسن و با ترجمه وحید مازندرانی به کوشش انتشارات علمی و فرهنگ کوروش کبیر تالیف هارولد آلبرت لمب با ترجمه دکتر صادق رضازاده شفق انتشارات پارسه دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی تمدن ایران باستان کورش کبیر آلبر شاندور/محمد قاضی انتشارات زرین کورش کبیر مولانا ابوالکلام آزادعلممحمد ابراهیم باستانی پاریزی تاریخ ایران/ژنرال سرپرسی سایکس ایران از آغاز تا اسلام ~رومن گیرشمن، محمد معین (مترجم) نشر: معین ایران و تمدن ایرانی کلمان هوار، حسن انوشه (مترجم نشر: امیرکبیر تا ایران باستان اثر سرپرسی سایکس ایران و تمدن ایرانی کلمان هوارترجمه حسن انوشه تاریخ تمدن ویل دورانت (جلد ۱ مشرق زمین گهواره تمدن) منبع : ایران ویج 000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000 ...دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. ..اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.. سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد. ...اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید. ...آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است. ...وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما. ...افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.. ...پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر. ...کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم. ...کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.… ...همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد. ...تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است. ...دشوارترین قدم، همان قدم اول است. ...عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید. آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.… ...وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید. ...من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است. 00000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000........................000000000 ...همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیشتو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند... فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند… تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود. ...منم کورش،شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد…،شاهچهارگوشهیجهان... ...آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد …ارجمندو گرامی داشتم ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری بهمردم وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد. من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم.… ...فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. .فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند… ...خدای بزرگ از کردار من خشنود شد …اوبرکتومهربانیاشراارزانیداشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ..من همه ی شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی که بسته شده بودند را بگشایند همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره ی خدایان سومر و اَکـَد را که نَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم بشود که دل ها شاد گردد. من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. هر حکومتی که شادمانی را از مردمان بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد هرناله ای که از دست بیدادگری برآید هزار خانه را به خاکستر خواهد نشاند دروغ گویان تنها بر گورستان مردگان و خاکسترزار خاموشان حکومت خواهند کرد زنانهستی بخش جهانند و هستی بخش جهان عشق را آفرید و از عشق.سرشت آدمی را آفرید و از آدمی.سرشت آزادی را. او که شادمانی مردم را نمی خواهد از ما نیست او برده ی بی مزد اهریمن است شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است. اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبتکنید آنچه جذاب است سهولت نیست ، دشواری هم نیست ، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید افراد درباره ی رفتار و عملکرد خود فکر میکنند ، نه رفتار و عملکرد شما سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام میدادید همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورتکن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر کار بزرگ وجود ندارد ، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم کارتان را آغاز کنید توانایی انجامش به دنبال می آید انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند همواره به یاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده شاید بازگشاینده قفل در باشد تنها راهی که به شکست می انجامد تلاشنکردن است دشوار ترین قدم همان قدم اول است عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت ، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند زمین خواهم کرد ، زیرا شادمانی او شادمانی من است در منشورهای پارسوماش، شوشیانا و پرشیا به همه فرزندان پاک ایران زمین از پارس برآمدم .از پارسوماش . این گفته من است ، ( کورش ) پسر ماندانا و کمبوجیه . من کورش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان اندوه نرود .زیرا اندوه مردمان اندوه من است و شادمانی مردمان ، شادمانی من . بگذارید هرکس به آیین خویش باشد . زنان را گرامی بدارید . فرودستان را دریابید . و هرکس به زبان تبار خویش سخن گوید . گسستن زنجیرها آرزوی من است . ما شب را و بیداد را خواهیم زدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد. تا هست سرزمین من آسمانی باد ! که در او رودهای بسیاری جاری است . ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار . رازآمیز ، سرسبز و برکت خیز ؛ و شما را گفتم این بهشتبی گزند را گرامی بدارید . درسرزمین من توان شکفتن بسیار است . سرزمین من، مادر من است. تا هست خنده شادمانه کودکان خوش باد ، تا هست شهریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد . تا هست رودها فراوان و فراوان تر باد . از سوگ و اندوه به دور بادسرزمین من . تا هست هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید . تا هست اندوه مردمان مرده باد ! به یادتان می آورم بهترین ارمغانمردمان آزادی ست . باشد که تا هست از خان و مان مردمم بوی خوش و ترانه برخیزد . مردمان ما شایسته آرامش وآزادی اند ، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند ، مردمان ما شایسته دادگری و مهرورزیند . دودمانتان در آرامش ، زندگی هاتان دراز ، و آینده تان روشن تر از امروز باد ! این آرزوی من است باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست . ( کوروش بزرگ ) دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است . وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد . اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید . افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند. پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر . کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم . کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید . انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند . همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است . دشوارترین قدم، همان قدم اول است . عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید . آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد . وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید . من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱ ساعت 11:51 توسط مسعود محمدپور
|
وبلاگ راه فردا Blog of Tomorrow