بررسي تاثير متغيرهاي حسابرسي داخلي بر برنامه حسابرسي
بررسيهاي حسابداري و حسابرسي، دوره 16، شماره 58، زمستان 1388، از صفحه 21 تا 34
بررسي تاثير متغيرهاي حسابرسي داخلي بر برنامه حسابرسي
عبدالمهدي انصاري1، حسين شفيعي2*
1. استاديار حسابداري، دانشگاه وليعصر (عج) رفسنجان، ايران
2. عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سیرجان، ايران
(تاريخ دريافت: 25/1/1388، تاريخ تصويب: 22/10/1388)
چکیده
در هر سازمان، مديريت مسئوليت سيستم کنترل داخلي را به عهده دارد. چرا که: پاسخگویی که خواستگاه آن احترام به حقوق انسانهاست در زمینهها و سطوح مختلف مطرح است]4[ و يکي از مهمترين کنترلهاي داخلي که امروزه در اکثر کشورهاي پيشرفته و شرکتهاي بزرگ مورد استفاده قرار ميگيرد حسابرسي داخلي است که ميتواند تاثيرات قابل ملاحظهاي بر برآوردن نيازهاي استفاده کنندگان از نتايج حاصل از عملياتش بگذارد. يکي از مهم ترين استفاده کنندگان از نتايج کار حسابرسان داخلي حسابرسان مستقل ميباشند که در صورت کسب شناخت کافي و تصميم به اتکا بر نتايج حاصل از کار آنان، جنبههاي مختلفي از عمليات حسابرسي مستقل تحت تاثير قرار ميگيرد، يکي از اين جنبهها برنامه حسابرسي است که خود شامل قسمتهاي مختلفي ميگردد. در اين تحقيق سعي بر اين است تا با استفاده از روش توصيفي تحليلي نوع تغييرات ايجاد شده و جهت اين تغييرات تعيين گردد. نتايج اين تحقيق نشان ميدهد که حسابرسان مستقل بر نتايج حاصل از کار حسابرسان داخلي اتکا ميکنند و اين اتکا منجر به کاهش بودجههاي زماني و ريالي در برنامه حسابرسي ميگردد.
واژههاي کليدي: حسابرسي داخلي، کميته ي حسابرسي، کيفيت کنترلهاي داخلي، عملکرد حسابرس داخلي، بيانيههاي استانداردهاي حسابرسي
* نويسنده مسئول Email: hossein.shafii@gmail.com
مقدمه
با به عرصه عمل رسيدن انديشه جدايي مالکيت از مديريت، در شرکتهاي سهامي و ساختار جديد سرمايه و گسترش روزافزون بازارهاي سرمايه و شمول قشر گستردهاي از افراد در خيل سرمايهگذاران،حسابداري نقش اجتماعي يافت و حسابرسي نيز از اهميتي قابل توجهي برخوردار گرديد.
از آنجا که مديريت مسئوليت تهيه صورتهاي مالي و سيستم کنترل داخلي را عهده دار شد، به کارگيري خدمات حسابرسي داخلي براي ارزيابي عملکرد سيستم کنترل داخلي، به گونهاي فزاينده رشد يافت.
آخرين تغييرات ايجاد شده در حسابرسي داخلي که منجر به ايجاد حسابرسي داخلي نئومدرن گرديد موجب شد نيازهاي طيف وسيعي از استفاده کنندگان مانند هيئت مديره، مديريت ارشد، حسابرسان مستقل و مديران عملياتي تحت تاثير قرار گيرد.
در متون تخصصي حسابرسي بهترين جايگاه براي واحد حسابرسي داخلي را آن گونه ميدانند که تحت نظارت کميته حسابرسي و يا هيئت مديره فعاليت کند، زيرا:کمیته حسابرسی به همراه سایر اعضای هیئت مدیره مسئول عملکرد گزارش شده شرکت هستند، اما بر خلاف اعضای موظف هیچ اختیاری در تصدی امور اجرایی شرکت ندارند.]2[
«حسابرسي داخلي، وظيفه ارزيابي مستقلي است که توسط مديريت واحدهاي اقتصادي براي بررسي سيستم کنترل داخلي ايجاد ميشود و کفايت سيستم کنترل داخلي را از لحاظ درست، مناسب، اقتصادي، اثربخش و کارآمد بودن استفاده از منابع، آزمون، ارزيابي و گزارش ميکند»]3[.
مبانی نظری
گسترش و پيچيدگي روزافزون وشتاب آميز واحدهاي اقتصادي در جهان پيشرفته امروز، نيازهاي ناشي از کمبود منابع و افزايش رقابت، وجود انواع مخاطرات در زمينههاي مالي، اداري و تجاري که هدفها و سياستهاي سازماني آنها را چه از درون و چه از برون به شدت تهديد ميکند، سبب شده است تا کنترل مستقيم و انفرادي اين گونه واحدها ناممکن شود و نياز به استقرار يک سيستم اثربخش کنترل داخلي به عنوان جزيي جدايي ناپذير از سيستم مديريت کارآمد، همچون حسابرسی داخلی مورد توجه ایشان قرار گيرد.
حسابرسی داخلی در طول دوران دستخوش تغییرات شگرفی شده که ميتوان آن را بر حسب کارکردها و وظایف به سه گروه حسابرسی داخلی سنتی، مدرن و نئومدرن تقسیم کرد. حسابرسی داخلی در شکل اولیه خود چیزی بیشتر از داشتن وظیفه کنترل کیفیت، در خدمت مدیر مالی نبوده، به صورتی که تنها وظیفه آن این بوده که کنترل نماید آیا عملیات حسابداری درون واحد امور مالی به نحو صحیح انجام ميشود یا خیر.
هنگامی که در سال 1977 قانون شرکتهای فاسد و کلاش به تصویب رسید، برای اولین بار بسیاری از حسابرسان داخلی متوجه شدند که ممکن است انتخابهای قابل دسترس دیگری نسبت به نوع ارايه خدمات و انتخاب بازار کار داشته باشند و پس از این آگاهی، آنها به سرعت دست به کار شدند و تنها در طی چند سال، صدها واحد حسابرسی داخلی ارايه نوع خدمات خود را از «کنترل کیفیت حسابداری» به کنترل داخلی و همچنین مشتری خود را از مدیر مالی به کمیته حسابرسی هیئت مدیره تغییر دادند. نکته کلی حسابرسی داخلی مدرن توسعه دادن خدمات حرفه ای و گسترش بازار بوده است. در مقابل حسابرسی سنتی که خدمات حسابرسی مالی و کشف سوء استفاده و تقلب را به مدیر مالی (و سپس به هیئت مدیره) ارايه ميداد، حسابرسی داخلی مدرن، کنترل تمامی عملیات داخلی و خدمات مشاوره ای داخلی را به مدیریت ارايه ميدهد. شعار حسابرسی داخلی مدرن خدمت به مدیریت بود.
تقاضای خدمات حسابرسی از طرف مدیریت ارشد با اشتیاق پاسخ داده ميشد، ولی در همان حال درخواستهای مدیریت سطوح پایین، به این دلیل که با بیطرفی حسابرس داخلی منافات داشت نادیده گرفته ميشد. که این امر خود منجر به تکامل و ایجاد حسابرسی داخلی نئومدرن. آنچه که ضروری به نظر ميرسید حمایت مستقیم مدیریت عملیاتی از حسابرسی داخلی بود، زیرا اکثر تقاضاهای ویژه از آن سطح مدیریت دریافت ميشد. سیمایی که توسط حسابرسی داخلی نئو مدرن تصویر شده بود، سیمای یک فعالیت ظریف و پیچیده در بین چهار گروه عمده از متقاضیان این خدمت است که عبارتند از:
1- هیئت مدیره 2- حسابرسان مستقل، 3- مدیریت ارشد، 4-مدیریت عملیاتی. تمامی این گروهها دارای انتظارات معتبر از عملکرد حسابرسی بوده و یا بر آن مدعی هستند. حسابرسان نميتوانند هیچ یک از چهار مورد مذکور را نادیده بگیرند، بدون آنکه خدشه ای به خود یا سازمان آنها وارد شود و یا از موثر بودن کار تخصصی آنها کاسته شود]6[.
با توجه به تعریف حسابرسی داخلی نئو مدرن اینگونه به نظر ميرسد که حسابرسان داخلی نئو مدرن خدمات خود را در سطح متقاضیان متعددی ارايه ميدهند، و این گونه استنباط ميشود که آنها سلسله مراتب سازمانی را نقض ميکنند. اما با بررسی اجمالی شرکتها و گروههای بزرگ متوجه ميشویم که آنها دیگر به تشریفات سازمانی وابسته نیستند و به تدریج از آنها دور شدهاند. اصول سلسله مراتب سازمانی کم رنگ شده و جای خود را به شبکه ای قابل انعطاف دادهاند. در این تغییر مدیریت، حسابرسی داخلی به عنوان یک هدف پیش رو خدماتی را ارايه ميدهد که عبارتند از1- رفع نیازهای هیئت مدیره
2- رفع نیازهای مدیریت ارشد 3- رفع نیازهای حسابرسان مستقل 4- رفع نیازهای مدیران عملیاتی، ارايه خدمات به گونه ای است که مطابق با نیازها و حساسیتهای آنها باشد. در چنین شرایطی اصل راهنمایی و ارتباط در حسابرسی داخلی به استفاده کنندگان از خدمات حسابرسی یاد ميدهد که برای تصمیم گیری به چه چیزی نیاز دارند.
از طرفی دیگر حسابرسان داخلی حتی ميتوانند از مدیریت سطوح پایین نیز تقاضایی را برای بررسی یک موضوع خاص بپذیرند و نتیجه را گزارش نمایند. به این دلیل که واکنشهای منفی نه تنها کمکی نمیکند، بلکه سازمان را از خدمات حسابرسی داخلی در آینده محروم و ناامید ميکند. در واقع دیدگاهی کلی به سازمان داشته و از این دیدگاه به سازمان نگریسته و با آن شروع به تبادل نظر و ارتباط ميکند و ممکن است در این راستا با هر یک از مجموعههای مدیریت سروکار داشته باشد و اما در نهایت هدف کلی سازمان را در نظر ميگیرند و آن انتفاع به کل سازمان است]همان منبع[. همچنین حسابرسان در قبال ارزیابی کنترلهای داخلی عاری بودن صورتهای مالی از هر گونه اشتباه، تخلف، اعمال غیر قانونی با اهمیت، ارزیابی برآوردهای حسابداری و تداوم فعالیت بنگاه اقتصادی مورد رسیدگی مسئولیت دارند و کلیه موارد مزبور بر میزان قابلیت اتکا صورتهای مالی تاثیر بسزایی دارد]5[.
پيشينه تحقيق
از زمان تصويب و انتشار بيانيه شماره 65 استانداردهاي حسابرسي که پس از بيانيه شماره 9استانداردهاي حسابداري در جهت محدود کردن روابط ميان حسابرسان مستقل و حسابرسان داخلي انتشار يافت تحقيقات بسياري در جهت تعيين نوع روابط ميان حسابرسان مستقل و حسابرسان داخلي و تاثيرات اين روابط بر انجام حسابرسي مستقل صورت پذيرفته است. کلي و هاسگين(1981) این سوال را مطرح ساختند: آيا حسابرسان داخلي ميتوانند هزينه انجام حسابرسي مستقل را کاهش دهند؟ نتایج بررسيهای ايشان بيانگر آن است که اغلب شرکتها خواهان کيفيت بالاي کار حسابرسي داخلي ميباشند و براي دستيابي به اين هدف هزينه بالايي را تحمل ميکنند. همچنين اغلب مديران مالي شرکتهاي مورد بررسي احساس ميکردند که واحد حسابرسي داخلي نسبت به سازمان مستقل است، بنابراين بايستي به کارگيري نتايج کار حسابرسان داخلي توسط حسابرسان مستقل بسط و توسعه يابد تا بتوان هزينههاي حسابرسي مستقل را کاهش داد]11[. يافتههاي گيبينس و ولف(1982) نشان داد که واحد حسابرسي داخلي يکي از عوامل محيطي بالقوه تاثيرگذار بر قضاوتهاي حرفهاي حسابرسي ميباشد. نکته جالب توجه در تحقيقات ايشان اين بود که اگر چه اهميت حسابرسي داخلي با پيشرفت حسابرسي رو به زوال گذاشته است، اما در وضعيت کنوني اغلب حسابرسان مستقل به ايشان اتکا ميکنند و ميزان اتکا به حسابرسان داخلي، به ارزيابي حسابرسان مستقل از کار ايشان بستگي دارد]14[.
عبدل خليق، اسنوبال و راگ(1983) در مقالهاي تحت عنوان تاثير متغيرهاي حسابرسي داخلي بر برنامه ريزي حسابرسي مستقل، روش پردازش الکترونيکي دادهها و همچنين دو متغير سازماني را بر برنامه ريزي کار حسابرسي مورد بررسي قرار دادند. نتايج بررسيهاي ايشان نشان ميدهد سطح سازماني که حسابرسان داخلي نسبت به آن گزارش ميدهند مهمترين عامل تاثيرگذار بر برنامه حسابرسي ميباشد. به عبارتي با افزايش بي طرفي حسابرسان داخلي ميتوان ميزان اتکا به ايشان را افزايش داد]9[.
براون(1983) در مقاله خود با نام قضاوت حسابرسان مستقل در ارزيابي عملکرد حسابرسان داخلي بيان ميدارد: دو عامل بيشترين تاثير را بر قضاوت حسابرسان در کار حسابرسي دارند، که به ترتيب اولويت عبارتند از: بي طرفي حسابرسان داخلي و گزارشات وی و عملکرد حسابرس پيشين. همچنين وي در نتيجه گيريهاي خود بيان ميدارد که در صورت بي طرفانه عمل کردن حسابرسان داخلي و برخورداري از مهارت شغلي هزينه حسابرسي صاحبکار کاهش مييابد و يا اينکه ميتوان طيف گسترده تري از خدمات را با همان هزينه به وي ارايه کرد. و سومين عامل تاثير گذار از نظر وي بر قضاوت حسابرسان مستقل، ميزان تجربه حسابرسان داخلي ميباشد]21[.
مارگيم(1984) تاثير اتکاي حسابرسان مستقل به حسابرسان داخلي را بررسي کرد و چنين نتيجه گرفت که: افزايش سطح مهارت حسابرسان داخلي و بهبود عملکرد ايشان سبب خواهد شد که حسابرسان مستقل ساعات کار برنامه ريزي شده را کاهش دهند. اما بي طرفي حسابرسان داخلي بر برنامه زمانبندي حسابرسان مستقل بي تاثير است، چرا که آنها در استخدام صاحبکارند. همچنين مطالعات نشان داده است که حسابرسان داخلي برخي اعمال خاص را پيش از آنکه حسابران مستقل کار برنامه ريزي را انجام دهند، به انجام رسانيدهاند که ممکن است در صورت عدم انجام اين امور توسط حسابرسان داخلي ميزان ساعات کار برنامه ريزي شده با ميزان بودجه زماني فعلي متفاوت گردد]20[.
اشنايدر(1985) پس از بررسي ويژگيهاي مطرح شده در بيانيه شماره 9 استانداردهاي حسابرسي، در مقاله ای تحت عنوان تصميم گيري براي اتکا به کار حسابرسان داخلي بايد پس از ارزيابي کار حسابرسان داخلي انجام پذيرد بيان ميدارد: حسابرسان مستقل بايد تا آنجا از حسابرسي داخلي شناخت کسب کنند که مربوط به کنترلهاي حسابداري ميباشد. اگرچه بيانيه شماره 9 رهنمودهايي را براي اتکا به حسابرسان داخلي ارايه ميکند، اما اولويتي نیز براي ويژگيهاي حسابرسان داخلي ارايه نمي کند. وي عوامل تاثيرگذار را به 1- مهارت، 2- بي طرفي و 3- عملکرد تقسیم بندی ميکند؛ همچنين نشان ميدهد که اولين مرجع قابل اتکا براي حسابرسان مستقل کميته حسابرسي است و در مرتبه بعدي حسابرسان داخلي جاي دارند، کنترلر و کمک کنترلر نيز به ترتيب در مراحل بعدي قرار ميگیرند]22[. مارگيم(1986) در مقالهاي تحت عنوان شواهد بيشتر مبني بر اتکاي حسابرسان مستقل به حسابرسان داخلي به بررسي اين نکته ميپردازد که آيا حسابرسان مستقل با توجه به سطح اتکايي که ميتوان به حسابرسان داخلي نمود، برنامه حسابرسي خود را تعديل ميکنند يا خير؟ همچنين عوامل تاثيرگذار بر اتکاي حسابرسان مستقل به حسابرسان داخلي را مورد بررسي قرار ميدهد. نتايج حاصل از بررسیهای وی حکايت از آن ميکند که مهارت شغلي حسابرسان داخلي بيشترين تاثير را بر قضاوت حسابرسان مستقل دارد و بي طرفي حسابرسان داخلي تاثير قابل توجهي بر قضاوت ايشان ندارد]19[.
نتايج يافتههاي هونگ و هان(1995) نشان ميدهد که با افرايش مهارت حسابرسان داخلي، حسابرسان مستقل ميتوانند اتکاي بيشتري به ايشان داشته باشند، در واقع به واسطه وجود اين ويژگيها حجم و زمان انجام حسابرسي مستقل کاهش يافته و در نتيجه هزينه انجام حسابرسي نيز براي صاحبکار کاهش مييابد]15[. توايجري، بريرلي و ويليام(2004) به بررسي روابط میان حسابرسان داخلي و مستقل شرکتهاي سهامي عربستان سعودي پرداخته و بیان ميکنند که وجود صلاحيت حرفه اي، تجربه و ... بر ميزان ارتباط حسابرسان مستقل و داخلي و همچنين سطح اتکاي حسابرسان مستقل به حسابرسان داخلي تاثيرگذار است، اما حسابرسان داخلي شرکتهاي سهامي عربستان سعودي از مهارت و استقلال حرفهاي کافي برخوردار نيستند]8[.
فادزيل هارون و جانتان(2005) به بررسي تاثير حسابرسي داخلي بر تقويت کنترلهاي داخلي ميپردازند. ايشان بيان ميدارند که مديريت واحد حسابرسي داخلي، تواناييهاي حرفهاي و بي طرفي حسابرسان داخلي بر توانايي سيستم کنترل داخلي در امر پايشگريشرکت تاثير قابل ملاحظهاي دارد و مراحلي از حسابرسي که با ارزيابي سيستم کنترل داخلي انجام ميشود را تحت تاثير قرار ميدهد. اين موضوع خود سبب تغيير مخاطرات ناشي از کار حسابرسي ميگردد. در نهايت نيز ايشان بيان ميدارند که گزارش حسابرس مستقل به شدت متاثر از اعمال مختلف سيستم کنترل داخلي و از همه مهمتر واحد حسابرسي داخلي ميباشد. همچنين از نظر ايشان اگرچه تکامل حرفه حسابرسي داخلي و تغييرات ايجاد شده در آن در يکصد سال گذشته به کندي رخ داده است، اما توسعه و به کارگيري واحد حسابرسي داخلي به صورت شتاب آميزتري رواج يافته است و ميزان تاثير واحد حسابرسي داخلي بر بهبود کنترلهاي داخلي رو به فزوني گذاشته است]13[.
حسين، ماسري و هانسن(2008) بيش از هفتاد عامل تاثير گذار بر کيفيت اسناد و مدارک مورد بررسي توسط حسابرس را بر ميشمرد و بيان ميدارد که حسابرسي داخلي بر چندين عامل کيفيت بخش به اسناد و مدارک تهيه شده توسط صاحبکار تاثير گذار است]12[.
فرضيههاي تحقيق
پس از بررسي ادبيات و مباني نظري موضوع تحقيق، فرضيههاي زير تدوين شد:
فرضيه اول: استفاده حسابرسان مستقل از کار انجام شده توسط حسابرسان داخلي برنامه حسابرسي مستقل را تحت تاثير قرار ميدهد.
فرضيه دوم: حسابرسان مستقل بر کار حسابرسان داخلي اتکا ميکنند.
فرضيه سوم: اتکاي حسابرسان مستقل بر کار انجام شده توسط حسابرسان داخلي منجر به کاهش بودجه زماني حسابرسي مستقل ميگردد.
فرضيه چهارم: استفاده از کار حسابرسان داخلي توسط حسابرسان مستقل منجر به کاهش بودجه ريالي حسابرسي مستقل ميگردد.
فرضيه پنجم: ارتقاي سطح گزارش دهي حسابرسان داخلي سبب اتکاي بيشتر حسابرسان مستقل به آنان، ميشود.
فرضيه ششم: افزايش صلاحيت حسابرسان داخلي سبب اتکاي بيشتر حسابرسان مستقل به آنان ميگردد.
روش تحقيق
در اين تحقيق نيز يک رابطه عليتي وجود دارد که در آن پيش بيني ميشود متغيرهاي مستقل عملکرد حسابرسان داخلي ،صلاحيت و همچنین بي طرفي حسابرسان داخلي، منجر به ايجاد تغييراتي در متغيرهاي وابسته برنامه حسابرسي، بودجه زماني، بودجه ريالي و ميزان اتکاي حسابرسان مستقل به حسابرسان داخلي ميشود. البته بايستي به اين نکته نيز توجه داشت که تلقي يک رابطه عليتي مطلق براي ارزيابي نتايج تحقيق بسيار ذهني است، به تعبيري ديگرحدس وجود چنين رابطهاي براي تحقيقهاي تجربي امکان پذير نيست به همين دليل در تحقيق حاضر از روش توصيفي تحليلي براي جمع آوري دادهها، ارزيابي و آزمون فرضيهها استفاده شده است.
جامعه و نمونه آماري
جامعه آماري مورد آزمون در اين تحقيق اعضاي جامعه حسابداران رسمي ايران ميباشند. به منظور برآورد حجم نمونه در اين تحقيق از فرمول ککران استفاده شد. حجم نمونه مربوطه از این طريق 306 نفر به دست آمد و با استفاده از جدول اعداد تصادفي، نمونه مورد آزمون انتخاب گرديد.
روش جمعآوري اطلاعات
دادههاي ثانويه در اين تحقيق با استفاده از روش کتابخانهاي جمع آوري شدهاند و براي جمع آوري دادههاي اوليه بر مبناي فرضيههاي تحقيق و مطالعه مباني نظري در رابطه با موضوع تحقيق، پرسش نامهاي شامل 28 گزاره تهيه و تنظيم شد. از پاسخ دهندگان خواسته شده بود تا پاسخ خود را در مقياس طيف ليکرت پنج قسمتي تعيين نمايند.
روايي پرسش نامه
بدلیل آن که ساختار و عبارت بندي سوالهاي پرسش نامه ميتواند تاثير به سزايي بر روایی پرسش نامه و آزمودنيها داشته باشد، آزمايش مقدماتي پرسش نامه انجام شد، بدين ترتيب که قبل از تکثير و توزيع پرسش نامه بين افراد جامعه آماري، پرسش نامه بين تعدادي از افراد مجرب در اين زمينه توزيع و از آنان خواسته شد که ضمن پاسخ دادن به سوالهاي پرسش نامه، نظر خود را در رابطه با محتواي سوالها بيان کنند تا هر گونه اشکال و ابهام موجود در نحوه بيان سوالها رفع شده و همچنين تجديد نظر نهايي در سوالهاي پرسش نامه انجام شود.
پايايي پرسش نامه
در اين تحقيق، به منظور ارزيابي پايايي پرسش نامه اين تحقيق از روش آلفاي کرونباخ استفاده شده است. با استفاده از نرم افزار آماري SPSS آزمون آلفاي کرونباخ براي تمام سوالهاي پرسش نامه انجام شد، بر اساس نتايج بدست آمده ضريب آلفا براي طيف ليکرت برابر5/74% بود که نشان دهنده آن است تمام سوالهاي تحقيق در راستاي موضوع تحقيق بوده و از انسجام محتوايي بالايي برخوردارند.
آزمون فرضيههاي تحقيق
براي آزمون فرضيههاي تحقيق، از شاخصهاي آمار توصيفي همچون ميانگين، ميانه، نما، انحراف استاندارد و آزمون آماري t تک نمونهاي و آزمون تحليل واريانس يک عامله( ANOVA ) استفاده شده است. سطح مردودي فرضيههاي صفر تحقيق 5% در نظر گرفته شده است به عبارت ديگر نتيجه گيريها با سطح اطمينان 95% انجام شده است.
آزمون t تک نمونهاي براي اين منظور انجام ميشود که آيا ميانگين يک متغير تفاوت معني داري با يک مقدار ثابت، که به وسيله SPSS مقدار آزمون ناميده ميشود، دارد يا خير و آزمون ANOVA براي آزمودن معني دار بودن تفاوت ميانگينهاي دو يا بيش از دو گروه به کار ميرود. در اين پژوهش براي تعيين وجود يا نبود رابطه معني دار بين سطح تحصيلات، رشته تحصيلي، سمت شغلي و سابقه کار پاسخ دهندگان و فرضيههاي پژوهش، آزمون تحليل واريانس با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است.
براي انجام آزمون t دو فرض آماري زير تدوين گرددند:
H0: µ≤3 نقيض ادعا H1: µ>3 ادعا
براي انجام آزمون ANOVA نيز دو فرض زير در نظر گرفته شد:
H0: µ1= µ2 =µ3 =µ4=... H1: حداقل دو تا از ميانگينها با هم برابر نيستند
µ1 ، µ2، µ3 و ... مربوط به ميانگين اطلاعات به دست آمده از گروههاي مختلف مورد بررسي است که بر اساس پست سازماني، تجربه، رشته تحصيلي و ميزان تحصيلات دسته بندي شدهاند. نتايج آزمون همه فرضيههاي تحقيق با استفاده از روش آزمون t تک نمونهاي نشان داد که فرض H0 مطرح شده در قسمت قبل براي آزمون t رد و فرض H1 پذيرفته ميشود (نتایج به صورت خلاصه در نگاره 1 ارايه شده است).
همچنين نتايج آزمون فرضيهها با استفاده از روش تحليل واريانس يک عامله بيانگر آن است که فرض H1 مطرح شده در قسمت قبل براي آزمون ANOVA رد و فرض H0 پذيرفته ميشود و اين بدان معناست که هيچ يک از عوامل پست سازماني، تجربه، رشته تحصيلي و ميزان تحصيلات بر نظر پاسخ دهندگان بر فرضيههاي تحقيق تاثير گذار نمي باشد و به عبارت دیگر نظر همه ايشان در سطح 95% با هم مشابهت دارد(نتایج به صورت خلاصه در نگاره 2 ارايه شده است).
پیشنهادات کاربردی
1.وجود یک واحد حسابرسی کارا ميتواند منجر به کاهش زمان، حجم و در پی آن هزینه حسابرسی مستقل شود اما عدم آشنایی مدیران شرکتها با این مهم سبب نادیده انگاشتن آن شده است. بنابراین بایستی در جهت استفاده از خدمات حسابرسی داخلی در جهت کاهش هزینهها و استفاده از سایر خدمات حسابرسان داخلی آموزشهای لازم به مدیران داده شود.
2.در صورت بی طرفانه عمل کردن واحد حسابرسی داخلی کارایی و عملکرد آن بهبود یافته و حسابرسان مستقل ميتوانند اتکای بیشتری بر عملکرد ایشان داشته باشند بنابراین در جهت افزایش بی طرفی حسابرسان داخلی بایستی به جایگاه آنها به گونه ای تعیین شود که زیر نظر بالاترین رده مدیریت و یا کمیته حسابرسی فعالیت کنند.
3. داشتن مهارت شغلی مناسب عاملی تاثیرگذار برای اتکای حسابرسان مستقل به حسابرسان داخلی است که باید سعی شود از افراد دارای تحصیلات مرتبط و دارای تجربه استفاده نمود و برای بهبود عملکرد ایشان آموزش مستمر برای به روز رسانی سطح معلومات و هماهنگ سازی ایشان با استراتژیهای سازمان، در نظر گرفته شود.
محدوديتهاي تحقيق
1.ابزار اندازه گيري اين تحقيق داراي محدوديت ذاتي است.
2.عدم امکان بررسي کامل ميزان دقت پاسخ دهندگان به پرسش نامهها.
3.عدم تمايل برخي از پرسش شوندگان به تکميل و عودت پرسش نامه.
4.محدوديت ديگر تحقيق مربوط به مقياس اندازه گيري و طيف ليکرت است.
پيشنهادات براي تحقيقات آتي
برخي از زمينههاي تحقيقي که در انجام تحقيق ضرورت آنها آشکار شد، به شرح زير است:
1.بررسي همين موضوع از ديدگاه حسابرسان داخلي، مديران شرکتهاي سهامي، سرمايه گذاران و جامعه دانشگاهي.
2.بررسي تاثير واحد حسابرسي داخلي بر بهبود گزارشگري مالي.
3.بررسي تاثير واحد حسابرسي داخلي براي رسيدن به اهداف مالي و سازماني.
4.بررسي تاثير واحد حسابرسي داخلي بر کاهش بندهاي شرط گزارش حسابرس مستقل در ميان شرکتهايي که واحد حسابرسي داخلي را ايجاد نمودهاند.
نگاره1. نتايج آزمون آماري t و آمار توصيفي
|
آزمون آماري فرضيهها |
ميانگين |
ميانه |
نما |
انحراف استاندارد |
t |
سطح معنيداري (sig) |
نتایج حاصل از آزمون t فرضیات |
|
فرضيه1 |
4.2 |
4.2 |
4.2 |
0.40 |
47.6 |
0.000 |
فرض H1 پذیرفته ميشود |
|
فرضيه2 |
4.3 |
4.2 |
4.0 |
0.52 |
39.8 |
0.000 |
فرض H1 پذیرفته ميشود |
|
فرضيه3 |
4.1 |
4.2 |
4.4 |
0.60 |
30.3 |
0.000 |
فرض H1 پذیرفته ميشود |
|
فرضيه4 |
4.2 |
4.3 |
5 |
0.45 |
44.9 |
0.000 |
فرض H1 پذیرفته ميشود |
|
فرضيه5 |
4.3 |
4.5 |
4.3 |
0.49 |
44.6 |
0.000 |
فرض H1 پذیرفته ميشود |
|
فرضيه6 |
4.3 |
4.2 |
4.0 |
0.42 |
52.1 |
0.000 |
فرض H1 پذیرفته ميشود |
نگاره 2. نتایج آزمون تحلیل واریانس
|
سطح معنی داری(sig) ویژگیهای عمومی |
فرضیه اول |
فرضیه دوم |
فرضیه سوم |
فرضیه چهارم |
فرضیه پنجم |
فرضیه ششم |
|
پست سازمانی |
873/0 |
444/0 |
511/0 |
228/0 |
476/0 |
307/0 |
|
میزان تجربه |
057/0 |
837/0 |
194/0 |
085/0 |
185/0 |
065/0 |
|
رشته تحصیلی |
589/0 |
833/0 |
967/0 |
654/0 |
577/0 |
972/0 |
|
سطح تحصیلات |
472/0 |
337/0 |
533/0 |
291/0 |
329/0 |
278/0 |
|
نتایج حاصل از آزمون آماری ANOVA |
فرض H0 پذیرفته ميشود |
فرض H0 پذیرفته ميشود |
فرض H0 پذیرفته ميشود |
فرض H0 پذیرفته ميشود |
فرض H0 پذیرفته ميشود |
فرض H0 پذیرفته ميشود |
منابع
1.__(1383)، استانداردهاي اجراي عمليات حرفه حسابرسي داخلي، حسابرس، شماره 24، صفحات 37 تا 43.
2.رجبی، روح اله و محودی خشوئی، حمزه(1387)، هزینههای نمایندگی و قیمت گذاری خدمات حسابرسی مستقل، بررسیهای حسابداری و حسابرسی، شماره53، صفحات 35 تا52.
3.ريچارد ال راتليف و واندا اي والاس، گلن اي. سامنرز، ويليام جي. مک فارلند، جيمز ک. لوبک(1385)، حسابرسي داخلي، ارباب سليماني، عباس و کمالي زارع، علي، تهران: سازمان حسابرسي، جلد اول.
4.سجادی، سید حسین و جامعی، رضا(1382)، سودمندی حسابرسی دیوان محاسبات کشور ایران از دیدگاه مدیران مالی، بررسیهای حسابداری و حسابرسی، شماره34، صفحات 129 تا149.
5.سجادی، سید حسین و ناصح، لادن(1382)، سودمندی حسابرسی مستقل صورتهای مالی، بررسیهای حسابداری و حسابرسی، شماره33، صفحات 65 تا91.
6.__(1383)، ميزگرد حسابرسي داخلي، حسابرس، ، شماره24، صفحات 24 تا 36.
7.منافی. ن(1380)، بررسی نقش وجایگاه حسابرسی داخلی در ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگا ه تهران.
8. Abdulrahman A.M. Al-twaijry & John A. Brierly & David R.Gwilliam(2004), An Examination of the Relationship between Internal and External Audit in the Saudi Arabian Corporate Sector, Managerial Auditing Journal, Vol.19 No.7.
9. A. Rashad Abdel-Khalik, Doug Snowball, John H. Wragge Source(1983), The Effects of Certain Internal Audit Variables on the Planning of External Audit Programs Author(s), The Accounting Review, Vol. LVIII No.2.
10. Arnold Schnider(1985), The Reliance of External Auditors on the Internal Auditors Function, Journal of Accounting Research, Vol. 23 No. 2.
11. Clay R.J. & D.L. Haskin(1981), Can Internal Auditors Reduce External Audit Costs?, The Internal Auditor, April.
12. El-Hussein E. El-Masry and Kathryn A. Hansen(2008), Factors Affecting Auditors’ Utilization of Evidential Cues Taxonomy and Future Research Directions, Managerial Auditing Journal, Vol. 23 No. 1.
13. Faudziah Hanim Fadzil, Hasnah Haron & Muhamad Jantan (2005), Internal Auditing Practices and Internal Control System , Managerial Auditing Journal, Vol. 20 No. 8.
14. Gibbins M. & F.M. Wolf(1982), Auditors Subjective Decision Environment – The Case of a Normal External Audit, Accounting Review, January.
15. Jang-Hua Hung & Hui-Lin Han(1988), An Empirical Study on Effectiveness of Internal Auditing for Listed Firms in Taiwan, Internal Audit Conference.
16. Kavin Lamot James(2000), The Effect of Internal Audit Outsourcing on Financial Statement Users' Confidence in Their Protection from Fraudulent Financial Reporting, The University of Tennessee Knoxville.
17. Kevin D.Stock & W.Steve Albretcht, Keith R.Howe & Dennis R.Schueler (1988), What Makes an Effective Internal Audit Department, The Internal Auditor, April.
18. Kevin L. James(2003), The Effect of Internal Audit Structure on Perceived Financial Statement Fraud Prevention, Accounting Horizons, Vol. 17, No. 4.
19. Loren R. Margeim(1986), Further Evidence on External Auditors Reliance on Internal Auditors, Journal of Accounting Research, Vol. 24 No. 1.
20. Margheim, Loren L.(1984), An Empirical Study of External Auditor Reliance on Internal Audit, Arizona State University.
21. Paul R.Brown(1983), Independent Auditor Judgment in the Evaluation of Internal Audit Function, Journal of Accounting Research, Vol. 21 No. 2.
22. Schneider A.(1985), The Reliance of External Auditors on The Internal Audit Function, Journal of Accounting Research.
وبلاگ راه فردا Blog of Tomorrow