گویا این یک سنت الهی است که اگر به قرآن صامت (کتاب قرآن) بی حرمتی شود و خاموش بنشینی اندکی بعد باید قرآن ناطق را تکه تکه بر زمین و یا به روی نی ببینی! 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مالک اشتر به ابن وهاب گفت تا فتح صفین 10 ضربه شمشیر بیشتر باقی نیست!

به مالک گفتند اگر می خواهی مولایت علی را دوباره زنده ببینی بازگرد ،آنچه به روی نی رفته است قرآن است می فهمی ؟

20 سال بعد هم سر حسین ابن علی(ع) به روی نی رفت  آنوقت دیگر کسی اعتراض نکرد که  آنچه  به روی نی رفته قرآن است گویا این یک سنت الهی است که اگر به قرآن صامت (کتاب قرآن) بی حرمتی شود و خاموش بنشینی اندکی بعد باید قرآن ناطق را تکه تکه بر زمین و یا به روی نی ببینی!

در شگفتم از این تحلیل هایی که برخی مسئولین به مردم می دهند و در عجبم از افاضات برخی از کارشناسان که به رسانه ملی دعوت می شوند!

جالب است دانشجویان که با حقیر در تماسند فهمیده اند ماجرای این قرآن سوزی چه بوده و در مقابل برخی از به اصطلاح کارشناسان امور فلان و بهمان نمی دانند!

و الله به خدا ای کاش این دانشجویان را به صدا و سیما دعوت می کردند!

بارها گفته ام این شبکه شیطانی دیوانه وار نماد گراست از سالها قبل بنده منتظر نهمین سالگرد حادثه سپتامبر بودم و  مطمئن از اینکه در این سال آنها بی شرمی را به اوج خود خواهند رساند مگر نظم نوین جهانی در سال 1990 برای اولین بار از دهان جرج بوش پدر بیرون نیامد خوب 11 سال بعد جرج بوش پسر حادثه طرح ریزی شده سپتامبر اجرا کرد و 11 سال بعد از آن نیز باید منتظر اتفاقات 2012 باشیم.

اما راهکار چیست؟

پاسخ بسیار واضح است کوچکترین اهانت به قرآن و  مقدسات را باید در نطفه خفه  کرد چراکه این یک پروسه از پیش طراحی شده برای بالا بردن آستانه تحمل مسلمانان است تا تخریب بیت المقدس چندان واکنشی را بوجود نیاورد! به قولی دیگر باید تابوی مقدسات مسلمانان را شکست!

ماهی نیست که در آن این شبکه شیطانی توهینی به اسلام نکرده باشد یک روز کتاب آیات شیطانی را می نویسند و روز دیگر لفظ جلاله الله را بر کف کفشهای تولیدی شرکتهای نایک و پوما می زنند و روزی دیگر برلباسهای زیر و اخیرا هم که چشم بادامی های چینی و و ژاپنی هم به میدان توهین به اسلام آمدن اند یکی با اقتصاد و دیگری با انمیشنهایش  !

آن وقت آقایان در رسانه ملی تحلیل می کنند که این کشیش دیوانه بوده و بلافاصله حرفش را پس گرفته و 30 نفر بیشتر عضو کلیسایش نیستند و از این دست صحبتهای ...!

و چقدر جالب به صورت کاملا اتفاقی !!! کشیشی نا شناس در امریکا چنان ادعایی می کند ، همزمان چین کفشهایی که بر روی آنها لفظ جلاله الله و تکبیر نقش بسته وارد بازار می نماید و اندکی بعد آن کاریکاتوریست کذا در سالنی با کف شطرنجی از دست مرکل نشان افتخار دریافت می کند!

من باور میکنم شما هم باور کنید این ها اتفاقی است !!!و منتظر باشید چند وقت دیگر به صورتی کاملا اتفاقی تر از موارد مذکور بیت المقدس فرو بریزد و آقایان تحلیل کنند که فلان و بهمان بوده ...

ای کاش کسی فریاد مرا می شنید . به خدا بیشتر از این کاری از دستم برنمی آید که چمدانم را در دست بگیرم و از این دانشگاه به آن دانشگاه بروم وهوار بکشم :

به خدا قسم تا یک مانور درست ظهور انجام ندهی و خودت را به خدا اثبات نکنی حجتش را نمی فرستد ولله این یک سنت الهی است اگر قرآن را به آتش بکشند و ما آرام بنشینیم و فقط شعار بدهیم لابد اگر زبانم لال سر امام زمانمان هم به بالای نی برود همچون زنان بنی اسد سه روز بعد در میدان انقلاب تجمع می کنیم و صورت خراش می دهیم ...

تمامی اینها امتحان الهی است تمامی اینها کد هایی است که به خدا می دهیم و می گوییم ما جماعت شیعه هنوز آماده نیستیم و با این نحوه عملکرد نتیجه این می شود که خدا هم آخرین گنجینه خود را از ما دریغ دارد و بهتر است بگوییم با عملکردمان خودمان حجاب ظهور حضرت می شویم.

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت صاحب الزمان(عج) که صد البته نزدیک است.

porsman@yahoo.com  علی اکبررائفی پور

پاسخی به پرسشهای رایج دوستان ازدوستان:

1-  برخی عزیزان سوالاتی را می پرسند که حقیر صحیح نمی دانم جواب را در وبلاگ قرار دهم،این سوالات را از طریق ایمیل بپرسید.

2- منابع مطالعاتی در این زمینه زیاد است منتهی قابل اعتماد نیست برای شروع مقاله پی دی اف فراماسونری دجال اخر الزمان را دانلود فرمایید-کتابهای مبانی فراماسونری چاپ مرکز اسناد و شوالیه های معبد چاپ موعود کتابهای خوبی هستند مقالات هم که در این حوزه الحمد لله فراوان است به زودی نیز یک مجموعه چهار جلدی در باره مجامع مخفی توسط یکی از انتشارات چاپ خواهد شد(افشای نام انتشارات قبل از چاپ کتاب مقدور نیست).

3- عزیزانی که برای همکاری یا دعوت به سخنرانی پیغام می گذارند به ایمیل masaf313@yahoo.com ویا gmail همین آدرس تماس حاصل فرمایند.

4-  با شروع  ترم جدید تحصیلی تقریبا باید آپ کردن وبلاگ را به فراموشی سپرد چون واقعا مشغله حقیر بسیار زیاد است اما ان شا الله وبلاگ راکد نخواهد بود.

5-  اگر هر کس فقط یک وبلاگ در این عرصه راه اندازی کند کاری بس بزرگ انجام داده علی الخصوص اگر مقالات را بتواند به زبانهای عربی یا انگلیسی ترجمه کند و آنها را در فضای سایبری قرار دهد در آن صورت انشا الله نتیجه فوق العاده خواهد بود.

6- به دوستانی که در باره علت عدم حضور بنده در صدا و سیما می پرسند، عرض کنم که بنده در رادیو جوان و رادیو گفتگو برنامه دارم منتهی رادیو جوان ساعت 7 صبح روز جمعه (در صدا و سیما گویا تایم از این بهتر سراغ نداشته اند)  و برنامه در رادیو گفتگو نیز متغیر است اما معمولا این زمان دوشنبه ها ساعت 18 در برنامه گفتگوی روزاست. در بخش سیما برنامه ای ندارم یعنی از درخواست مردم از طریق روابط عمومی سازمان و یا به عنوان نمونه برنامه راز شبکه چهارو این شبها از شبکه یک آگاه هستم لیکن برنامه سازان سیما بیشتر دوست دارند مطالب را سرقت کنند تا اینکه از صاحب اصلی مطالب دعوت نمایند.

۷- اگر در متون حقیر غلط املایی و یا انشایی مشاهده فرمودید آنرا به حساب فرصت اندک و مشغله زیاد بنده بگذارید چون که تایپ مطالب و قرار دادن مطلب در وبلاگ معمولا با هم صورت می گیرد البته سرپوش بر بی سوادی ام نمی گذارم.

7- در پایان از تمامی شما عزیزان که در این مدت حقیر سراپا تقصیر را مورد عنایات بی کران خود قرار داده اید بینهایت متشکرم و از درگاه خداوند متعال آرزوی سرافرازی و سربلندی تمامی شما بزرگواران را دارم.

اندوهتان اندک و شادی تان مستدام باد


شکست طرح نظم نوین جهانی(دنیوی) در سال 2007
یک سؤال مهم درباره اینکه چگونه جمهوری اسلامی ایران توانسته در مقابل جریان «فراماسونری» و «صهیونیسم» ایستادگی کرده و حتی جلوی آنها را در دنیا بگیرد مطرح است. چرا که این جریان قصد داشت در سال 2007 نظم نوین جهانی(دنیوی) را جشن بگیرد. برای این کار در سال 2006 جنگ با لبنان را آغاز می‌کنند ولی موفق نمی‌شوند. استراتژیست‌های داخلی و خارجی بر این قضیه صحه می‌گذارند که قرار بوده درسال 2007 نظم نوین صهیونیسم در دنیا برقرار و جشن آن برپا شود. شروع این پروژه در سال 2000 بود که طی 7 سال می‌بایست نتیجه می‌داد. در سال 2000 آقای جرج بوش به عنوان منجی مطرح شد و سر کار آمد.
در این مدل تبلیغات عظیمی برای جنجال‌سازی و ایجاد التهاب و ذهنیت در مردم به راه افتاد. حتی یکی از خوانندگان لس‌آنجلسی (داریوش) هم برای این سال ترانه‌ای خواند و اشاره‌ای به اینکه سال 2000 چه سالی خواهد بود داشت. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. سپس در 11 سپتامبر سال 2001 انفجار برج‌های دوقلو رخ داد.

جرج بوش، منجی هزاره!
مسیحیان معتقدند در پایان هر هزاره یعنی 999 سال یک منجی ظهور خواهد کرد. در این پروژه «جرج بوش» را به عنوان این منجی مطرح کردند.
به همین مناسبت پدر جرج بوش (خانواده بوش از اعضای یکی از لژهای فراماسونری در امریکا هستند) اسم او را تغییر داد. یعنی اسم او از «جرج هربرت بوش» به «جرج والتر بوش» تبدیل شد تا جمع حروف ابجد آن 666 شود. عدد 666 برگردان شده 999 در اعداد انگلیسی است. 666 عدد شیطان و به معنی کوبیدن بر سر مسیحیت و مفهوم Anti Christ (ضدمسیح یا دجال) است. نماد ضدمسیح یا شیطان، صلیب وارونه و عدد 666 است.
جرج بوش پدر می‌گوید: «فرزند من دیکتاتور آخر‌الزمان خواهد شد و 7 سال حکومت خواهد کرد و در پایان این 7 سال نظم نوین جهانی (دنیوی) شکل خواهد گرفت.»
بنابراین 2000 به علاوه 7، سال 2007 را رقم خواهد زد که قرار بود پروژه نظم نوین جهانی(دنیوی) در آن سال کلید بخورد.

افتضاح سال 2006 در لبنان
برای همین هدف، در سال 2006 به لبنان حمله کردند تا بعد از آن به سوریه هجوم برده و در نهایت زمینه حمله به ایران را فراهم کنند؛ ولی چرا این اتفاق نیفتاد؟! چگونه رژیم صهیونیستی از 2 هزار رزمنده شکست خورد؟ پاسخ به این سؤالات قابل توجه است.
حزب‌الله لبنان به خودی خود تجهیزاتی برای مقابله با صهیونیست‌ها ندارد. حزب‌الله خود می‌داند که هرچه دارد از جمهوری اسلامی وام گرفته است؛ چه آموزش‌های نظامی و چه تفکر. مردم جبل عامل در لبنان به صراحت اظهار می‌کنند که «ما قبل از امام خمینی(ره) هیچ نبودیم. امام خمینی(ره) بود که ما را شیعه کرد.»
این قضیه به دقت بررسی شد که آیا ایران، سلاح خاصی به حزب‌الله داده است؟ پاسخ، تعدادی کاتیوشا و کلاشینکف و موشک بود که در مقابل ارتش صهیونیستی به حساب نمی‌آمد. ولی پاسخ این است که در قرآن (سوره حشر) می‌فرماید: «آنها ترسو هستند و در قلعه‌ها خود را پنهان می‌کنند.» و این کد مهمی برای ماست. یعنی قرآن می‌فرماید نترس؛ به آنها هجوم ببر که آنها ترسو هستند و فرار می‌کنند. و این رمز پیروزی حزب‌الله در برابر ارتشی بود که لقب چهار یا پنجمین ارتش قدرتمند دنیا را یدک می‌کشد.
جالب اینکه در زمان این جنگ تنها رزمندگان جنوب لبنان می‌جنگیدند و حتی رزمنده‌های شمال لبنان و بیروت نتوانستند خود را به جبهه‌های جنگ برسانند، چون اسرائیل پل‌های ارتباطی را زده بود.
تبلیغ تانک‌های «مرکاوا» متعلق به ارتش اسرائیل اینگونه است که می‌گویند وقتی در این تانک بنشینید، می‌توانید به راحتی با تلفن همراه با همسر خود در منزلتان صحبت کنید و تانک به شکل خودکار عمل خواهد کرد. پس چگونه است که چند رزمنده حزب‌الله این تانک را می‌زنند؟ پاسخ، قدرت ایمان و بکارگیری تفکر و خرد ایمانی است.

جاسوس سازمان CIA در ایران!
در بررسی استراتژیست‌های صهیونیست به شخصی برمی‌خوریم که از جوانب مختلفی حائز توجه است. «رابرت بایر» (Robert Baer) استراتژیستی است که تا به حال چند کتاب نوشته است که در آن مستقیماً به ایران پرداخته و نام آن را «ایران، شیطانی که ما می‌شناسیم» گذاشته است. یعنی دقیقاً در پاسخ به مفهوم «شیطان بزرگ» که ابتکار حضرت امام خمینی(ره) در مورد امریکاست. بقیه کتابهای بایر نیز دارای عناوینی است که به شیطان اشاره دارد.

 



«رابرت بایر» در منزل خانواده شهید حسین فهمیده
رابرت بایر جاسوس رسمی سازمان سیا، 5 سال پیش سفری به ایران داشته است. اولین جایی که او می‌رود منزل شهید «حسین فهمیده» است. اینجاست که ما می‌فهمیم که سلاح استراتژیکمان که به آن بی‌توجهیم چه بوده است.
رابرت بایر در منزل حسین فهمیده با برادر، پدر و همسر برادر این شهید صحبت و از اتاقی که از حسین فهمیده به یادگار مانده است بازدید می‌کند. جالب اینکه در فیلمی که تهیه کرده به زبان انگلیسی به مردم امریکا، کیف‌هایی را نشان می‌دهد و می‌گوید: روی این نوشته شده «مسافر کربلا» (He is coming to karbala). سپس نارنجک و تانک و سخن امام خمینی(ره) درباره حسین فهمیده را نشان می‌دهد.
بایر در این دیدار به خانواده شهید فهمیده توضیح می‌دهد که حسین فهمیده یک «انتحاری» بوده، ولی آنها قبول نمی‌کنند و مخصوصاً همسر برادر حسین فهمیده با فهمیدگی و تیزهوشی به او پاسخ می‌دهد که «نه‌خیر، او فقط یک شهید بود. شهید یعنی شهید، تعبیر انتحاری درست نیست.»
باید توجه داشت که معنی شهید یعنی اینکه او می‌داند چه می‌کند؛ شست‌و‌شوی مغزی نشده و با تفکر و تعقل خود به خردگرایی‌ای رسیده که با علم، کاری را انجام می‌دهد و اثر آن یعنی شهادت را می‌فهمد. رابرت بایر که متوجه می‌شود بحثی را که مطرح کرده به نقطه مطلوبی نمی‌رسد، روی به دوربین کرده و می‌گوید: «جالب است که او می‌دانسته شهید خواهد شد و خانواده او قبول نمی‌کنند که کار حسین فهمیده انتحاری بوده» و بر اینکه حسین فهمیده می‌دانسته که شهید خواهد شد تأکید می‌کند.

جاسوس سیا در حرم امام خمینی(ره)
رابرت بایر جاسوس رسمی سازمان CIA، سپس به راحتی به حرم امام خمینی(ره) می‌رود. خود او می‌گوید: «من رابرت بایر کارشناس ارشد سازمان سیا، 25 سال است که پایم را به این مملکت نگذاشتم.» سپس اذعان می‌کند: «قبل از انقلاب، این کشور متحد ما بود (اینجا لانه ما بود)»
بایر سپس با فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که به مناسبت بیعت نیروهای مسلح در حرم حضرت امام(ره) بود مصاحبه می‌کند. اما سرلشکر فیروزآبادی پاسخ درخوری به سوال او که می‌پرسد نظرتان درباره شهادت‌طلبی چیست می‌گوید: «شهادت‌طلبی را امریکایی‌ها نمی‌توانند درک کنند و آنها بدانند که اگر پایشان را در اینجا بگذارند و دخالتی داشته باشند، اینجا قبرستان آنها خواهد شد.» ظاهراً این ماجرا بر بایر تأثیر داشته است.

 



«بایر» در نماز جمعه تهران
وی سپس به نمازجمعه می‌رود. بایر در سکوی ویژه خبرنگاران رفته و تمام شعارهای Down with U.S.A (مرگ بر آمریکا) را ضبط کرده و در آخر می‌گوید: «ما هرچه می‌کشیم از شخصی به نام خمینی است که سنت 1300 ساله، انتحار و خودکشی دینی(!) را زنده کرده و حسین فهمیده کسی است که راه او را ادامه داده است.» جالب اینکه او 1400 ساله را نمی‌گوید و سنت 1300 ساله‌ی مورد نظر او حتما با توجه به حادثه عاشورای امام حسین(ع) محاسبه شده است.

«جک بایر» نسخه سینمایی «رابرت بایر»
«سریال 24» براساس زندگی رابرت بایر ساخته شد. حتی از فامیلی او نیز استفاده شد و قهرمان داستان مجموعه 24 «جک بایر» نام دارد. حتی قیافه او نیز به رابرت شبیه است.

عشق‌بازی بین 2 رهبر
عشق‌بازی بین این 2 رهبر، یعنی امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و شهید حسین فهمیده به عنوان کسی که امام(ره) او را رهبر خود دانست نیز حائز توجه است. یعنی یک نوجوان 13 ساله، به تبعیت از امامی که او را به این مسیر آورده – که اگر امام خمینی(ره) نبود معلوم نمی‌شد حسین فهمیده‌ها از کجا سردرمی‌آوردند – به عنوان مأموم کاری را انجام داده که امامش او را رهبر نامیده است. امام خمینی(ره) می‌فرماید که رهبر من این طفل 13 ساله است که نارنجک به خود می‌بندد و خود را زیر تانک می‌اندازد. این عشق‌بازی فوق‌العاده زیبایی است که بین امام و شهید حسین فهمیده برقرار شد.

موج دوم عملیات حسین فهمیده
سردار قاسمی تعریف می‌کند که: «من در جبل عامل، خدمت خانواده شهید استشهادی «علی اشمر» که 12 صهیونیست را با یک حرکت استشهادی به درک واصل کرد رفتم و به پدر او گفتم که «علی شما گل کاشت.» پدر این شهید به سردار قاسمی می‌گوید که مدیون من هستی اگر 2 کار برای من انجام ندهی؛ یکی اینکه بروی در حرم امام خمینی(ره) و 2 رکعت نماز بخوانی که ما هرچه داریم از امام داریم. چرا که ما جبل عاملی‌ها قبل از او شیعه نبودیم؛ او ما را زنده کرد. دوم اینکه هرجا از پسر من «علی اشمر» صحبت می‌کنی باید بگویی که «او شاگرد کلاس حسین فهمیده است.» سردار قاسمی با تعجب به او می‌گوید که علی اشمر که سنش بیشتر از حسین فهمیده بوده. اصلا او را از کجا می‌شناسید؟ پدر این شهید پاسخ می‌دهد: «یعنی چه که نمی‌شناسم؛ مگر می‌شود، امام خمینی(ره) کسی را معرفی کند و ما نشناسیم.»
و این «موج دوم» عملیات حسین فهمیده است که هم‌اکنون در لبنان است.
 
موج سوم حسین فهمیده در قلب اروپا
این ایرانی‌ها بودند که مقاومت و مبارزه را به بوسنیایی‌ها یاد دادند و در قلب اروپا یعنی 50 کیلومتری «وین» پایتخت اتریش، صدای الله‌اکبر و محمد رسول‌‌الله(ص) را بلند کردند. و این برای اروپایی‌ها خیلی وحشتناک بود. مثل این است که در لانه شیطان صدای خدا را بشنوی. این باعث شد که آنها به خود بلرزند.
بوسنیایی‌ها که حرکت شیعیان انقلابی ایران و مسلمانان مبارز ترکیه‌ای را دیدند که بدون هیچ کمک نظامی قابل توجهی به کمک آنها می‌روند، ایده یعنی تفکر انقلاب اسلامی را درک کردند و از آن پس در زیرزمین‌هایشان، ساخت «کلت» را شروع کردند. یعنی ما توانستیم به آنها ایده بدهیم و انقلاب اسلامی خود را صادر کنیم. یعنی تفکر اسلام انقلابی صادر شد. چرا که ایرانی‌ها بدون هیچ منت و ادعای حقوق بشری به کمک آنها شتافتند.
جالب اینکه در جریان جنگ بوسنی و هرزگوین، دقیقاً شبیه 8 سال جنگ تحمیلی ما، صرب‌ها آنها را مجبور کردند تا قرارداد «صلح دیتون» را بپذیرند؛ یعنی همچون قطعنامه 598 که وقتی ما روی غلطک پیروزی بودیم، مجبورمان کردند که آن را بپذیریم.

اصل دومینو
تا روزی که دشمنان بدانند که به پیروزی و موفقیت نمی‌رسیم از قطعنامه و صلح و آشتی خبری نیست. اساس آنها بر «اصل دومینو» بنا شده؛ یعنی زمانی که اولین ضربه را بزنند تا زمانی که آخرین قطعه بیفتد می‌جنگند ولی هروقت اولین شکست را مشاهده کنند، سریعاً به سراغ قطعنامه و آتش بس می‌روند. همین بلا را نیز بر سر بوسنی آوردند. یعنی قصد داشتند تا یک نفر بوسنیایی را زنده نگذارند و همه مناطق را تصاحب کنند. جالب اینکه اهالی بوسنی خودشان تعریف می‌کنند که به محض اینکه ما الله‌اکبر می‌گفتیم، دشمنان سلاحی را که در دست داشتند به زمین انداخته و فرار می‌کردند. یعنی آنها نمی‌دانند که « وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَى» یعنی چه؟
سردار قاسمی درباره جنگ بوسنی می‌گوید: «آخرین لحظه که از بوسنیایی‌ها جدا می‌شدیم، یکی از آنها از من یک یادگاری خواست.» سردار قاسمی تعریف می‌کند که از جیبش یک اسکناس 100 تومانی به او می‌دهد. آن مرد بوسنیایی اسکنار را رو به نور می‌گیرد و در قسمتی از آن عکس حسین فهمیده را می‌بیند و می‌پرسد که او کیست؟ قاسمی توضیح می‌دهد که این شهید کیست و چه کرده. در آن موقع آن مرد اسکناس حاوی عکس حسین فهمیده را با گریه به چشمانش می‌مالد و از سردار قاسمی می‌خواهد تا دعا کند که او نیز مثل حسین فهمیده شود.
و این «موج انفجار» بعدی نارنجک‌های شهید حسین فهمیده در قلب اروپاست.

بدل‌سازی، تنها راه مقابله با موج استشهادی
همین جاست که وقتی دشمنان متوجه می‌شوند که این موج راه افتاده، به سرعت بدل آن را می‌سازند. یعنی جریان «طالبانیسم» را.
آیا تا به حال دیده شده که کسی بدل مس را بسازد؟ همیشه از طلا، بدلی می‌سازند. دشمن وقتی دید شهادت‌طلبی دارای ارزش خاصی است، جریان «شهادت‌طلبی بدلی» را به وجود آورد و این یعنی «طالبانیسم».
بدین ترتیب تمام جوانانی که عاشق رسول خدا(ص) بودند را وارد این جبهه مبارزه انحرافی کردند. حالا این جوانان به عشق بهشت خودشان را می‌کشند، اما به نفع «استعمار». چون این شیوه بدلی است و واقعاً لفظ انتحاری شایسته آنهاست نه استشهادی.